پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
363
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
ولى اين قانون خود كمتر از آن نبود كه فرمانروايى خودكامى براى سراسر روم برگمارده شود . زيرا شهرها و سرزمينها كه با قانون پيشين در اختيار پومپيوس نگزارده شده بود همانا فروگيا « 1 » و لوكااونيا « 2 » و گالاتيا و كاپادوكيا و كيليكيا و كولخيس بالا و ارمنستان بود كه اينك به دستيارى اين قانون آنها نيز به اختيار وى سپرده مىشد . گذشته از لشكرهايى كه به دستيارى آنها لوكولوس تيكران و مثرادات را زبون گردانيده بود . هم اين قانون لوكولوس را از نيكنامى و سرفرازى فيروزيهاى خود بىبهره مىساخت و كسى را به جاى او مىفرستاد كه تنها در بهرهمندى از نيكنامى فيروزمندى جانشين او مىشد نه در بيم و رنج جنگ . ولى اين نكته در نزد دسته آريستوكراتيس « 3 » چندان مهم نبود اگرچه ناگزير بودند كه لوكولوس را ستمديده بشناسند ، ولى پرواى ستمديدگى او را چندان نداشتند . بلكه آنچه بيشتر مايه دلگيرى آنان بود اينكه آن همه زور و توانايى در دست يك پومپيوس او را به خودكامى و بيدادگرى خواهد برانگيخت و اين بود كه در نهان يكديگر را ديده و به همديگر دل داده قرار بر آن نهادند كه با آن قانون همداستان نباشند و مخالفت كنند و به آن آسانى آزادى خود را از دست نهادند . ولى چون آن روز فرا رسيد كه بايستى پيشنهاد قانون صورت يابد همگى از ترس مردم دل باختند و خاموشى گزيدند مگر كاتولوس « 4 » كه دليرانه مىخروشيد و از قانون و نتيجه آن نكوهش مىنمود و چون ديدكارى در برابر مردم نمىتواند روى به سناتوس برگردانيده داد زد : پس شما پيروى از نياكان پيشين خود كرده سر در كوهها بگذاريد تا بتوانيد آزادى خود را نگاهداريد . بااينهمه همگى دستهها به آن قانون رأى دادند و پومپيوس در نبودن خودش داراى يك فرمانروايى بزرگى گرديد كه سولا « 5 » تنها به زور سپاه و گشادن شهر روم توانسته بود آن فرمانروايى را داشته باشد .
--> ( 1 ) . Phrygia سرزمينى در ميان آسياى كوچك كه مىگويند يكى از شهرهاى آن ايكونيوم بوده كه امروز به نام « قونيه » خوانده مىشود . ( 2 ) . Lycaonia سرزمينى در آسياى كوچك . ( 3 ) . آريستوكراسى يك گونه حكمرانى است و مقصود آن است كه رشته حكمرانى نه در دست همگى بوده بلكه در دست بزرگان و توانايان باشد . ( 4 ) . Catalus ( 5 ) . Sylla يكى از سرداران روم است كه به ديكتاتورى رسيد ولى اندكى نكشيد كه مرد .